سوسن سیرجانی | فیلم «مصائب شیرین 2» بالاخره پس از 6 سال رنگ پرده را دید و حالا چند روزی است که در سینماها اکران شده است. این فیلم دنباله «مصائب شیرین» است که علیرضا داودنژاد آن را سال 1377 ساخت. این فیلم یکی از آثار ساختارشکن و مورد توجه سینمای ایران در دهه هفتاد بود و قسمت دوم آن 20 سال بعد ساخته شد تا تفاوت نسل را در یک خانواده به تصویر بکشد. اما 6 سال در بلاتکلیفی ماند.
به گزارش فیلمنیوز، پس از درگذشت رضا داودنژاد در فروردین امسال، بسیاری پیگیر یکی از آخرین بازیهای او در سینما یعنی فیلم «مصائب شیرین 2» بودند. علیرضا داودنژاد، کارگردان این فیلم و پدر رضا، در خرداد ماه در صفحه شخصی خود در اینستاگرام خبر داد که علی سرتیپی به عنوان یکی از سرمایهگذاران فیلم در تلاش است که مجوز اکران این فیلم را گرفته تا به عنوان یادگاری از بازی رضا داودنژاد این فیلم به پرده برسد. «مصائب شیرین 2» در ادامه «مصائب شیرین» ساخته شده اما این تنها یک اعلام نیست، چون به معنای واقعی و سینمایی این فیلم دنباله اثر قبلی است. دنبالهای به سبک داودنژاد که اگر به سینمای او و فیلمهای خانوادگی که میسازد علاقه داشته باشید، با دیدن آن به یک خاطرهبازی با «مصائب شیرین» و یک فیلم تجربی قابل تامل دعوت میشوید.
داستان | «مصائب شیرین» داستان یک پسر و دختر نوجوان به اسم مونا و رضا است که از کودکی همبازی بودهاند و در نوجوانی به هم دل میبندند. اما خانواده با اینکه آنها در سن پایین با هم ازدواج کنند مخالف هستند. حالا پس از 20 سال، مونا و رضا ازدواج کردهاند، صاحب دختری به نام مانا شدهاند و در انگلیس زندگی میکنند. مانا 18 ساله شده، عاشق سینما است و میخواهد به ایران برگردد. اما مونا که مادری جوان است و برای آینده دخترش برنامههای دیگری دارد از رفتارهای دخترش خسته است. همان روح جنگنده بودن و بیخیال نشدن رضا در فیلم «مصائب شیرین» حالا به مانا رسیده. رضا برای رسیدن به مونا تلاش میکرد، مانا برای رسیدن به سینما. در هردو فیلم هم قرار است از داستان زندگی خانوادگی فیلم ساخته شود. در واقع این دو فیلم قابل مقایسه نیستند چون انگار دو اپیزود در امتداد هم از یک داستان خانوادگی هستند.

ما به ازای شخصیتها در دنبالهسازی | در قسمت اول، رضا میجنگید و مونا نیرو محرکه او بود. در قسمت دوم مانا میجنگد و علی داودنژاد که نقش پسر کارگردان را دارد در کنار مانا قرار گرفته و او را برای رسیدن به هدفش تشویق میکند. مامان اتی با بازی احترام سادات حبیبیان در «مصائب شیرین» دلسوز رضا بود و سعی میکرد با دل او راه بیاید، اما پدر رضا با بازی محمدرضا داودنژاد، مدام در حال سرکوفت زدن و نادیده گرفتن او. حالا رضا خودش با فرزندش مهربان و همراه است و مونا کسی است که مدام در حال به رخ کشیدن امکاناتی است که در اختیار مانا قرار داده تا زندگی بهتری داشته باشد. آقا پرویز قسمت اول، که سعی میکرد مشکلات هر دو طرف را بشوند و جانب حق را بگیرد، در قسمت دوم جایش را به دایی همایون داده که در انگلیس در کنار رضا و مونا زندگی میکند و مدام در حال مشکلات زندگی آنها است. داودنژاد انگار قصد داشته با این تکرار کاراکترها، نشان دهد همیشه آدمهایی با ویژگیهای مختلف در زندگی هستند و همین تفاوت شخصیتها است که درام هر زندگی را شکل میدهد.

تفاوت نسلها | رضا و مونا در «مصائب شیرین» متولدین دهه 60 بودند. عشقشان آنقدر پاک بود که حتی وقتی با هم تنها حرف میزدند احساس گناه میکردند. آنها با هم تنها از پشت پنجره ارتباط داشتند و گاهی به بهانه درس خوندن همدیگر را میدیدند. اما در «مصائب شیرین 2» مانا که متولد پایان دهه 70 است، با یک کلیک در اینترنت با علی در ایران ارتباط تصویری دارد و ساعتها بدون اینکه کسی مزاحمتی برایشان ایجاد کند حرف میزنند. آنها به ازدواج و استحکام رابطه فکر نمیکنند. هرکدام مسیر خودش را میرود در این میان با هم ارتباط عاطفی هم دارند. دختر نوجوان نسل جدید در انگلیس شب همراه پدر و مادرش به کلاب میرود. اما رضا برای اینکه یک شب بیخبر پشت پنجره اتاق مونا ایستاده بود، به سختی توبیخ میشد. علیرضا داودنژاد با ظرافت و اشرافی که بر این تفاوت نسلها دارد، آن را در همه موارد به تصویر کشیده و این برای نسل دهه شصت و نسل جدید کاملا قابل لمس است.

اهمیت سینما | «مصائب شیرین» با تصمیم رضا برای ساخت فیلم زندگی خانوادگیشان شروع میشود و در انتها مونا رو به دوربین میگوید:«امیدوارم قدم دوربین به زندگی ما خیر باشد». در واقع داودنژاد با این کار قصد دارد از اهیمت سینما بگوید. سینمایی که با همه مصائبش نجاتدهنده است و باعث وصال رضا و مونا میشود. در «مصائب شیرین 2» با وجود اینکه 20 سال از اتفاقی که سینما در این خانواده رقم زده میگذرد، اما هنوز سینما یک موضوع مهم استو مونا از سینما بیزار شده چون احساس میکند زندگی بچهاش را هدر خواهد داد، اما رضا همچنان عاشق سینما است و گاهی که مونا حواسش نیست به دوربین نگاه میکند و به مخاطب میفهماند که اینها همهاش بازی است. در انتهای «مصائب شیرین 2» هم سینما است که مانا را از افسردگی نجات میدهد و دوباره همه خانواده را دور هم جمع میکند.

زندگی به سبک داودنژادها | خانواده داودنژاد در سینمای ایران یک استثناست. 10 عضو از این خانواده به طور رسمی بازیگر هستند. به قول رضا در اولین سکانسهای «مصائب شیرین» همه اعضای این خانواده استعداد بازیگری دارند. داودنژاد از این ویژگی اعضای خانوادهاش استفاده کرد و در چند اثر مهم و جریانسازش مانند «کلاس هنرپیشگی» داودنژادها را دور هم جمع کرد تا برایش مقابل دوربین بازی کنند. این موضوع در یکی از سکانسهای مهم «مصائب شیرین 2» به درستی استفاده شده تا ادای دینی باشد به این خانواده با استعداد. سکانسی شلوغ و پر از همهمه که عده زیادی از اعضای خانواده دور هم جمع شدند و هرکدام در حال دیالوگ گفتن و مشاجره هستند. اما ناگهان مانا کات میدهد و مشخص میشود تمام آن سکانس بازی بوده. انگار داودنژادها اینقدر در سینما غرق شدهاند که نمیتوان واقعیت زندگیشان را از سینما و بازیگری جدا کرد.