زلزله و سایر حوادث طبیعی همواره سوژه مهمی برای ساخت فیلمهای مختلف هستند. در سینمای ایران هم بارها روی این سوژه تمرکز شده و فیلمهای مهمی درباره این حوادث تلخ برجا مانده است. در جشنواره امسال، فیلم «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی به وضعیت دردناک زندگی مردم پس از زلزله بم پرداخته و نقش سردار احمد کاظمی را در مدیریت این بحران به تصویر کشیده است. به بهانه نمایش این فیلم در جشنواره چهلودوم، مروری داریم بر فیلمهایی که پیرامون تبعات زلزله ساخته شدهاند.
به گزارش فیلمنیوز، امیرعباس ربیعی بعد از دو فیلم «لباس شخصی» و «ضد»، در فیلم «احمد» به ۱۸ ساعت ابتدایی زلزله بم پرداخته و تینو صالحی، ایفاگر نقش سردار احمد کاظمی شده است.
احمد | امیرعباس ربیعی | 1402

درباره زلزله پرتلفات بم، فیلمهای مختلفی ساخته شده و کارگردانها سعی کردهاند با تمرکز روی یکی از وجوه زلزله، بخشی از مشکلات و آسیبهای زلزله را به نمایش بگذارند. امیرعباس ربیعی در فیلم «احمد» شرایط دردناک مردم بم را درست بعد از وقوع زلزله بازنمایی کرده و نقش سردار احمد کاظمی را در کمکرسانی به مردم زلزلهزده و مدیریت آن بحران عظیم به تصویر کشیده است. درواقع «احمد» شمایی کلی از وضعیت تلخ و دردناک مردمی پیش رویمان میگذارد که تمام زندگیشان را در زلزله از دست دادهاند و همهجا پر از خون و درد است. بعضی از آنها هنوز نمیدانند سایر اعضای خانوادهشان کجا هستند و تعداد زخمیها به قدری زیاد است که پزشکها توانایی کمکرسانی به آنها را ندارند و وسیله برای حمل آنها به شهرهای اطراف کم است. «احمد» شمایی کلی از این وضعیت ترسیم کرده و به مجموعه تلاشها برای عبور از این بحران پرداخته است.
مینای شهر خاموش | امیرشهاب رضویان | 1385

امیرشهاب رضویان دو سال بعد از زلزله تلخ بم، فیلم «مینای شهر خاموش» را در همین رابطه ساخت. داستان فیلم درباره شخصی است که پس از مدتها به وطن خود برمیگردد و با ویرانی شهرش مواجه میشود. او میخواهد در این ویرانه نشانی از عشق قدیمیاش پیدا کند. رضویان در مصاحبهای گفته که نگارش فیلمنامه این اثر را دو ماه پیش از زلزله بم شروع کرده اما پس از وقوع زلزله احساس کرده بم میتواند زادگاه شخصیت اصلی فیلم باشد و داستان این بازگشت را با زلزله بم گره زده است. در این فیلم شهر بم را دو سال بعد از وقوع زلزله میبینیم؛ شهری که ویران شده و زندگی در آن رنگ باخته اما فقط نخلستانهای آن سر به فلک کشیدهاند. «مینای شهر خاموش» موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر شد.
خاک سرد | رضا سبحانی | 1384

«خاک سرد» دو سال پس از حادثه دلخراش بم ساخته شد. داستان درباره یک خانواده زلزلهزده در دل برهوت کویر است و فداکاریهای یک کودک را برای نجات خانوادهاش به تصویر میکشد. «خاک سرد» دو سال بعد از زلزله ساخته شده و روی جریان زندگی این خانواده از چند روز پیش تا بعد از زلزله تمرکز میکند. «خاک سرد» در بخشهایی مستندهای برجا مانده از زلزله را به نمایش میگذارد اما به طور کلی کارگردان به جای پرداختی همهجانبه به زلزله، خانوادهای را به عنوان نماینده در نظر گرفته و به زندگی آنها پرداخته است. از میان فیلمهایی که با موضوع زلزله بم ساخته شد، «خاک سرد» آنطور که باید نتوانست نظر مخاطبان را جلب کند.
بیدار شو آرزو| کیانوش عیاری | 1383

کیانوش عیاری فیلم «بیدار شو آرزو» را سال 1383 براساس حادثه تلخ زلزله بم ساخت اما تا ۱۳ سال بعد از تولید، فرصت اکران عمومی پیدا نکرد. تا اینکه در آذر سال ۱۳۹۶ در گروه «هنر و تجربه» اکران شد.عیاری محور اصلی فیلمش را یک آموزگار جوان روستایی در نظر گرفت. او در حاشیه شهر بم، بعد از بیرون آمدن از زیر آوار متوجه میشد همکارش جان سپرده است. به سوی شهر راه میافتاد تا برای اهالی کمک بیاورد، اما با رسیدن به شهر ناباورانه میفهمید که فاجعه اصلی آنجا روی داده است. به پیشنهاد و راهنمایی مردی روحانی، معلم جوان به گورستان شهر میرفت و در کار غسل و دفن زنها کمک میکرد. «بیدار شو آرزو» در جشنواره بیستوسوم فجر برنده سیمرغ بهترین فیلم هنر و تجربه شد و همچنین در بخش مسابقه بینالملل، سیمرغ بهترین دستاورد هنری و فنی و بهترین کارگردانی را به دست آورد. خود کیانوش عیاری در مصاحبهای اعتراف کرده که این فیلم حتی از شرایط واقعی بعد از زلزله بم هم تلختر از آب درآمده است.
زیر درختان زیتون | عباس کیارستمی | 1373

عباس کیارستمی سه سال بعد از ساخت فیلم «زندگی و دیگر هیچ» درباره زلزله وحشتناک رودبار، سراغ فیلم دیگری در این بستر رفت. از نگاه بسیاری از منتقدان و سینماگران ایرانی، فیلم «زیر درختان زیتون»، یکی از تأثیرگذارترین و درخشانترین فیلمهایی است که با محوریت عشق در حافظهی سینمای ایران ثبت شده. ظریفترین نکتهی فیلم مربوط به مواجههی شخصیت عاشق فیلم با پدیدهی تلخ زلزلهی رودبار است. بعد از زلزلهی رودبار وقتی همه جا فرو میریزد و مردم روستا بیخانمان میشوند حسین تنها فردی است که از این ماجرا خوشحال است. چون حالا دیگر دختر مورد علاقهاش هم مثل خودش بیخانمان شده و دیگر به خواستگاریاش جواب رد نمیدهد. کیارستمی در این فیلم علاوه بر به تصویر کشیدن یک حس عاشقانه، به عدم رضایت انسانها به جایگاهشان در زندگی هم توجه نشان داده. «زیر درختان زیتون» در سال 1994 به چهلوهفتمین جشنوارهی فیلم کن راه پیدا کرد و نامزد نخل طلا شد.
زندگی و دیگر هیچ | عباس کیارستمی | 1370

فیلم درباره زلزله رودبار-منجیل ساخته شده؛ زلزلهای به بزرگی ۷٫۴ ریشتر که بیش از 35 هزار نفر در آن کشته شدند. این زلزله در روز 31 خرداد سال 1369 اتفاق افتاد و عباس کیارستمی فیلم «زندگی و دیگر هیچ» را یک سال بعد ساخت. این فیلم پارهی دوم از سهگانه کوکر است، دو فیلمِ دیگر «خانه دوست کجاست؟» و «زیر درختان زیتون» هستند. داستان فیلم سه روز پس از زلزلهی خرداد ۱۳۶۹ در استان گیلان اتفاق میافتد. پدر و پسری از تهران به منطقهی زلزلهزده و بهجستجوی بابک و احمد احمدپور، بازیگران فیلم «خانه دوست کجاست؟» میروند. بهدلیل راهبندان، آنها مجبور میشوند راههای فرعی مختلفی را برای رسیدن به روستای کوکر، محل زندگی پسربچهها، طی کنند. پدر و پسر احمدپورها را تا پایان فیلم نمیبینند اما خبرهایی از آنها بهدست میآورند. واکنش سریع کیارستمی به این واقعه و اقدام سریعش برای ساخت فیلم در این باره با تحسین زیادی روبهرو شد. خود فیلم «زندگی و دیگر هیچ» هم در چهلوپنجمین جشنواره فیلم کن فرانسه، برنده جایزه بخش نوعی نگاه شد. همچنین در هفدهمین جشنواره بینالمللی فیلم سائوپولوی برزیل، جایزه ویژه انجمن منتقدان را به دست آورد.