مرجان فاطمی | «داریوش» به عنوان اولین تجربه سریالسازی هادی حجازیفر در شبکه نمایش خانگی، با انتشار قسمت سیزدهم به پایان رسید؛ سریالی که شاید باب طبع همه سلیقهها نبود و خشونت موجود در آن برخی مخاطبان را آزرده میکرد، اما نقاط قوت زیادی داشت. انتخاب و بازی بازیگران، شخصیتپردازی و سیر مسیر داستان تا رسیدن به نقطه نهایی درست و دقیق شکل گرفته بود و علاوه بر درگیر کردن احساسات مخاطبان، در انتقال معنا هم موفق بود.
به گزارش فیلمنیوز، هادی حجازیفر بعد از تجربه ساخت سریال «عاشورا» برای تلویزیون، در اولین تجربه سریالسازی برای شبکه نمایش خانگی، «داریوش» را در سیزده قسمت تولید کرد. سریالی که با واکنشهای مختلفی روبهرو شد و نهایتا چهارشنبه 25 مهر به پایان رسید. نگاهی داریم به حالوهوای این سریال در نقطه پایانی.

انتخاب بازیگران | هادی حجازیفر در نقش داریوش یکی از بهترین برگ برندههای این سریال بود. حتی اگر خودش هم کارگردان کار نبود باز هم میشد پیشبینی کرد بهترین گزینه برای ایفای این نقش باشد. از یک سو توانسته بود شمایل یک مرد ترسو را به درستی نمایش دهد و از سوی دیگر شیرینی ذاتیاش سبب شده بود حالوهوای سریال اندکی تعدیل شود. همراهی او با عباس جمشیدیفر اتفاق مهم دیگر سریال بود. جمشیدیفر پیش از این هم نشان داده بود میتواند از پس ایفای نقشهای جدی بربیاید و اینبار بخش مهمی از بار عاطفی سریال روی دوش این شخصیت قرار داشت. سحر دولتشاهی هم با چند گریم مختلف در موقعیتهای متفاوت توانست شمایلی از زندگی زنی تنها را به نمایش بگذارد و چالش احساسی خوبی پیش روی شخصیت داریوش قرار دهد. محسن قصابیان یکی از بهترین انتخابها برای نقش بهرام بود. به شناختی کامل از این نقش رسیده بود و کاری میکرد با تمام وجود او را بپذیرم و احساساتش را باور کنیم. کنار هم قرار گرفتن هادی حجازیفر، ژیلا شاهی و مهرداد صدیقیان، بعد از «پوست شیر» اینبار هم به نفع سریال شد و بستر خانوادگی دقیقی را شکل داد.

سیر حرکت داستان | محور اصلی سریال «داریوش» روی مسئله مهم ترس بنا شده بود. شخصیتهای اصلی توانایی روبهرو شدن با واقعیت را نداشتند و از روی ترس مدام فرار میکردند یا پشت دیگری قایم میشدند. داریوش به خاطر ترس خانوادهاش را رها کرده بود و از ایران خارج شده بود. حتی توانایی این را نداشت که برای خاکسپاری همسرش برگردد و دخترش را تنها نگذارد. کاظم از زیر سوال رفتن مردانگیاش میترسید و توان مقابله با بهرام را نداشت. میخواست هرطور شده از داریوش دفاع کند اما ترس این اجازه را به او نمیداد و علیرضا هم به خاطر ترس، فرار را انتخاب کرده و همه زندگیاش را باخته بود. نکته مهم اینکه حتی بهرام هم با تمام قدرتی که داشت از حرف زدن درباره احساساتش به لیلا میترسید و این عذاب را دنبال خودش میکشید. آنچه داستان را جذاب میکرد چالش این شخصیتها با ترسهای پیش رویشان و تغییر هریک از آنها در طول مسیر بود. کاظم کلاس کاراته میرفت و راضی میشد برای بچهدار شدن دست به هرکاری بزند و نهایتا جانش را بر سر عصیان علیه بهرام از دست میداد. علیرضا بر ترسهایش غلبه میکرد، برمیگشت و با برادرش مواجه میشد و نهایتا گیر میافتاد. بهرام بالاخره از ضعف داریوش استفاده میکرد و احساساتش را نسبت به لیلا بروز میداد و فقط میماند داریوش که همه منتظر بودند بالاخره در قسمت پایانی مقابل ترسهایش بایستد و همین اتفاق هم افتاد. درواقع داریوش با تکیه بر احساساتش توانست یکبار هم که شده به جای فرار زندگیاش را برای کمک به دیگران قمار کند.

استفاده درست از داشتهها برای پایانبندی| هادی حجازیفر از ابتدای سریال چندین بار به نکات مهمی درباره شخصیتهایش اشاره کرد و نهایتا در نقطه پایانی از آنها کمک گرفت. یکی از آنها تلاش کاظم برای یاد گرفتن کاراته بود. درست است که خود کاظم نتوانست از تکنیکی که آموخته بود برای دفاع از خودش استفاده کند اما داریوش که صرفا ناظر این کلاس بود در لحظه آخر با استفاده از آن تکنیک توانست اتفاق مهم پایانی را رقم بزند. نکته مهم دیگر استفاده درست از رقابت عشقی داریوش و بهرام بود. در طول سریال بارها به این مسئله اشاره میشد که بهرام به همسر داریوش علاقه داشته و حتی سر خاک او هم میرفته است. در قسمت پایانی اشاره به همین عشق به عاملی محرک برای داریوش بدل شد. نکته مهم بعدی استفاده قابلقبول از شخصیت سیفی بود. حجازیفر این شخصیت را از ابتدا کنار دست بهرام قرار داد و روی درونگرا بودن و غم همیشگیاش تاکید میکرد. این شخصیت با بازی وحید حجازیفر در طول مسیر سریال اطلاعاتی درباره بهرام به دست میآورد و تلاشهایش برای ارتباط گرفتن با پسرش به جایی نمیرسید. نهایتا او بود که در نقطه پایانی بالاخره از لاک خودش بیرون آمد و اتفاق مهم نهایی را رقم زد. حجازیفر حتی از تخمطلایی که در طول سریال قصهاش را برای نوهاش تعریف کرده بود هم بهخوبی استفاده کرد و صحنه پایانی را به آن واسطه رقم زد. سکانس نهایی سریال «داریوش» را میتوانیم بهترین نقطه پایان برای این اثر با تمام ویژگیهایش بدانیم.
«داریوش» به نویسندگی و کارگردانی هادی حجازیفر و به تهیهکنندگی نوید محمودی با بازی هادی حجازیفر، عباس جمشیدیفر، سحر دولتشاهی، محسن قصابیان، ژیلا شاهی، مهرداد صدیقیان و … در سیزده قسمت توسط پلتفرم فیلمنت تولید شد و به پایان رسید.