محمد صابری | سخت است توصیف حس و حالی که کمال تبریزی این روزها دارد. یک دهه اصلا زمان کمی نیست. بهخصوص برای کارگردانی که بیش از هر کسی، خودش آگاه است که چه پروژه مهمی را به سرانجام رسانده و برای اثبات این اهمیت به دیگران، چه خون دلها که نخورده است! «سرزمین مادری» با نام اولیه «سرزمین کهن» بیشک یکی از جنجالیترین تولیدات تلویزیون طی سالهای بعد از انقلاب بهحساب میآید. پروژهای که در همان مقطع تولید در اواخر دهه 80 بهواسطه ترکیب منحصربهفرد ستارههایی که بهخدمت گرفته بود، در کانون توجه رسانهها قرار داشت و زمانی که در سال 92 در کنداکتور پخش تلویزیون قرار گرفت، کمتر کسی تصور میکرد بهواسطه یک حاشیه بیربط، برای یک دهه به محاق توقیف برود.
به گزارش فیلمنیوز ، کمال تبریزی که پیشتر سریالهای قابلتوجهی چون «دوران سرکشی» و «شهریار» را در قاب تلویزیون عرضه کرده بود، طبیعتا هم چارچوبهای حساسیت سیما را بهخوبی میشناخت و هم ثابت کرده بود که رگ خواب مخاطبانش را در دست دارد با این همه اما باردیگر ثابت شد که طوفان بیخردیها و نالایقیها گاهی سختترین درختان را هم در معرض تهدید قرار میدهد؛ «سرزمین مادری» اما از ریشه درنیامد و آنقدر برقرار ماند تا بعد از یک دهه و در سه فصل تماشایی، فرصت پخش پیدا کند. کمال تبریزی نه فقط در کارنامه خود که در کارنامه سریالسازی تلویزیون، اثری فاخر و قابل اعتنا را به ثبت رساند. با پخش آخرین قسمت از فصل سوم پرونده این سریال پرستاره هم بسته شد و این گزارش مروری بر این تجربه است.
فصل اول | آغاز رهی

داستان «سرزمین مادری» از تولد «رهی» آغاز شد. سریالی که همچون یک رمان قطور و ماندگار، فرازهای ابتداییاش را به تشریح شخصیتها و روابط آنها اختصاص داد. رهی نوزادی متولدشده در آوار یک جنگ بود که مادرش با پیکری نیمهجان او را به شهر رساند تا بلکه پناهی برای او پیدا کند، مادر اما جان داد و رهی در جریانی ملتهب از کشمکشهای فامیلی از یک سو و التهابات تاریخی از سوی دیگر رها شد. بازیگر نقش رهی در سالهای نوجوانی علی شادمان بود که متأسفانه به دلیل یک دهه توقیف سریال، خیلی دیر توانمندیاش در بازیگری به چشم آمد. او هر چند در جوانی هم خوش درخشیده اما قطعا در صورت پخش به موقع سریال، شاهد مسیری متفاوت در فعالیتهای حرفهای او میبودیم. در کنار شادمان هم بازیگران دیگری همچون بیتا فرهی، امیر آقایی، هنگامه قاضیانی، فرهاد قائمیان، محسن تنابنده، جعفر دهقان، پرویز پورحسینی، حسن پورشیرازی، ثریا قاسمی و پژمان بازغی ایفای نقش میکردند تا شاهد یکی از پربازیگرترین سریالهای سیما باشیم. کمال تبریزی در فصل اول روایت خود که بر پایه فیلمنامه درخشان علیرضا طالبزاده طراحی شده بود، بهخوبی توانست موقعیت رهی اردکانی و چالشهایی را که در عمارت بهادریها با آن مواجه شده است را به دست آورد. گویی تبریزی قهرمان روایت خود را، با پرسشی اساسی درباره هویتش، به دل تاریخ معاصر فرستاده بود.
فصل دوم | مصائب رهی

دوران کودکی و نوجوانی رهی با سیلی از پرسشها سپری شد. رهی به چشم خود زندانی شدن جواد اردکانی که او را پدر خود میپنداشت را دید و همزمان شاهد سرگشتگی مادر و مادربزرگش در مسیر فرار به شوروی بود. او اما تصمیم گرفت در کشور بماند و بهدنبال پاسخ پرسشهایش برود. از همینجا اما قصه به سالهای جوانی او برش خورد. فصل دوم از جایی آغاز شد که شهاب حسینی، ردای ایفای نقش «رهی جوان» را به تن کرده بود و شاهد حضور او در خانواده اوسحسین و شکلگیری روابط عاطفی او با خانواده تفرشیها بودیم. شهاب حسینی بعد از تجربههای ماندگاری همچون «پلیس جوان»، «مدار صفر درجه» و «شوق پرواز» باردیگر در یک مجموعه تلویزیون، خوش درخشید. تبریزی در فصل دوم، ترکیب ستارههایش را جذابتر کرد و با افزوده شدن نیکی کریمی، جواد عزتی، محمدرضا فروتن و شبنم قلیخانی، پای شخصیتهای تازهای هم به روایت باز شد. بخشی از روایت سریال در فصل دوم، بهشدت در سایه تلاش فیلمنامهنویس و کارگردان برای انعکاس بخشهایی از تاریخ معاصر قرار گرفت و همین رویکرد بخشی از توان «قصهگویی» سریال را تحتالشعاع خود قرار داد. چالشی که البته در فصل سوم بهخوبی مرتفع شد و شاهد اوجگیری دوباره قهرمانها در سریالها بودیم.
فصل سوم | رهایی رهی

تغییر بازیگر کاراکتر رهی در فصل سوم، ارتباطی با منطق روایت نداشت و متأسفانه حاشیههایی که از سوی برخی کجسلیقهها برای فصل اول بهوجود آمده بود، ادامه تولید سریال در فصل سوم را دستخوش تغییراتی ناخواسته کرد. باید به سال 92 برگردیم. همان سالی که پخش سریال «سرزمین کهن» آغاز شد و بعد از پخش چند قسمت، دیالوگ کاراکتر جواد اردکانی درباره خانوادهای که نام فامیلشان بختیاری بود، باعث شد تا این سریال متهم به ضدیت با یک قوم شود و مهر توقیف بخورد. همزمان با این حاشیه تولید فصل دوم سریال در جریان بود و وقتی سریال توقیف شد، طبیعتا گروه هم دچار سردرگمی شد. برخی از ستارهها دیگر امکان همراهی با پروژه را نداشتند و سالها بعد زمانی که تیم تصمیم به تولید فصل سوم گرفت، ناگزیر، برخی از بازیگران اصلی، با چهرههایی جدید جایگزین شدند. آرش مجیدی البته حضوری درخشان در فصل سوم «سرزمین مادری» و در نقش رهی، ارائه کرد تا جای شهاب حسینی بهخوبی در ترکیب بازیگران پر شود. تبریزی در فصل سوم، باردیگر پرچم داستانگویی و قهرمانپردازیاش را برافراشت و با ورود شخصیتهای جذابی همچون عباس با بازی بابک حمیدیان و یا راضیه با بازی درخشان گلچهره سجادیه، سرنوشت رهی را با چالشهایی جذاب مواجه کرد. اینگونه تجربهای درخشان، در اوج به پایان رسید. «سرزمین مادری» حالا افتخاری برای تلویزیون ایران است؛ تلویزیونی که در مقطعی مدیرانش، قدر این گوهر را ندانستند و قربانیاش کردند!
سریال «سرزمین مادری» در سه فصل به شکل همزمان از شبکه سه و پلتفرم «تلوبیون» پخش شد. فصل اول در 21 قسمت، فصل دوم در 19 قسمت و فصل سوم در 26 قسمت روانه آنتن شد.
فصل سه واقعا بد بود ..خیلی تاسف بار بود و سوتی ها واقعا از آقای تبریزی بعید بود و اون حجم از خشونت !!!!!! و اون طراحی فاجعه بار مو و لباس …