باران کوثری در چهارمین شب نوروز 1401 مهمان برنامه «روبرو» بود. او در این گفتوگو از استقلالش در بازیگری در عین بودن در زیر سایه پدرومادرش، همکاری با اصغر فرهادی، موفقیت «صاحبدلان»، حواشی سیمرغ نگرفتن نوید محمدزاده، دلایل حضور در ملکه گدایان و … گفت. بخشهای مهمی از صحبتهایش را مرور میکنیم.
♦ من تا ابد خودم را زیر سایه پدرومادرم میدانم با افتخار اما از طرف دیگر هیچوقت فکر نکردم به واسطه پدرومادرم دارم بازی میکنم. همیشه بازیگری به عنوان کاری مستقل از خانواده برایم معنا داشته. مادر و پدر من سالهاست نتوانستهاند کار کنند اما من در فیلمهای بقیه آدمها دارم بازی میکنم.
♦ «زیر پوست شهر» از خیلی لحاظها تجربه مهمی بود برایم. با این فیلمنامه بزرگ شده بودم. فیلمنامه «زیر پوست شهر» که اول «طوبا» نام داشت، همسن من بود. سالی که من به دنیا آمده بودم مامان آن را نوشته بود اما اجازه ساخت نمیگرفت. من با این قصه بزرگ شده بودم اما فکر نمیکردم انقدر مراحل مجوز گرفتنش طول بکشد که نقش محبوبه را من بازی کنم.
♦ تا قبل از «رقص در غبار» تصمیم جدی برای بازیگری نداشتم. یکی از دلایلی که رقص در غبار را پذیرفتم این بود که آن زمان سریال «داستان یک شهر» داشت پخش میشد و مامان میگفت اصغر فرهادی جوان خوشفکری است. در کار هم با اینکه جوان بودند اما در عین حال پخته عمل میکردند. برای من همان همکاری کوتاه، تجربه بسیار بزرگی بود.

♦ «صاحبدلان» برای من تجربه خیلی مهمی است. میتوانم به جرئت بگویم یکی از مهمترین کارهایم است. چون به نظرم آن سریال همه بازیگرهایش از حسین محجوب و مهرانه مهینترابی و … بینظیر بودند. آن سریال سلیقه مخاطب را ارتقا داد. نقش سختی بود و خیلی از من دور بود شخصیتش. خیلی تجربه مهمی است در کارنامه من. بعد از این کار همه گفتند تو به تلویزیون مدیون هستی اما من گفتم نه تلویزیون به من مدیون است.
♦ من از فعل بازیگری لذت میبرم از لحظهای که بازی میکنم نه وقتی که روی سن دارم سیمرغ میگیرم. جایزه نگرفتن و نامزد نشدن انگیزهام را کم نمیکند. درست است که جایزه گرفتن لذتبخش است ولی بیشتر از انگیزه، عشق به بازیگری دارم و آن است که من را نگه میدارد.
♦ من بازی بازیگرانی که غلیظ بازی میکنند را بیشتر میپسندم. برای همین حامد و نوید و گلاب آدینه را خیلی دوست دارم.
♦ جایزه نوید را سر «عصبانی نیستم» نداند. خود هیئت داوران گفتند که رایشان نوید بوده و باید جایزه میگرفته اما خب ندادند. نوید بازی درخشانی در «عصبانی نیستم» کرده. هنوز به نظرم جزو بهترین بازیهایش است آن موقع میتوانست سیمرغ برایش تشویق مهمی باشد که اجازه نداند اما نوید انقدر باهوش است که سرخورده نشد و ادامه داد.
♦ هنوز هم از رای دادن به حسن روحانی پشیمان نیستم. در عرصه سیاست نمیتوانی بگویی پشیمانم. میتوانی بگویی اشتباه کردم که من معتقدم در آن برهه تاریخی حتی اگر اشتباه کردیم به واسطه شرایط بود. فکر میکردیم تصمیم درستی است و بابتش هزینه دادیم اما خب تجربه نشان داد که فقط وقتکشی کردهایم. خوشحال نیستم از اتفاقی که افتاده اما آن موقع پای چیزی که فکر میکردم درست است ایستادم.

♦ برای نقش نوری در «بیهمهچیز» خیلی هیجانزده بودم. نزدیک به سه ماه اتود میزدم که نوری صدا و فیزیکش چطوری باشد. تست گریمهای زیادی زدیم. اولین باری که توی آینه با آن گریم شروع کردم به حرف زدم بغض کردم.
♦ در «ملکه گدایان» نقشم را دوست داشتم. ضمن اینکه در موقعیتی بودم که احتیاج داشتم در کاری پرمخاطب بازی کنم. ملکه گدایان چیزی که میخواستم را بهم داد.
♦ بازیگران تازهکار یا تئاتریهایی را که کارشان خوب است و هنوز شانس این را نداشتهاند که نقش خوبی بازی کنند و دیده شوند را به پروژهها معرفی میکنم حتی جای خودم.
خودش و فیلماش عالیه